سال های متمادی هست که هر حرف و نظری به سادگی قد و قواره برچسب سیاسی تنش میشه یا به تنش می کنن( ! ) به همین دلیل اول کار خیال خودم و شما رو می خوام راحت کنم و به سراغ سیاست مدار ها برم .
یکی مخالف هاش رو خار و خاشاک می خونه ، یکی بی سواد و جاهل ! اون یکی وابسته و فریب خورده و این وسط هم یکی پیدا میشه بگه من و تبارم ژن خوب داریم فلذا جایگاه فعلیمون حق مون .
می دونیم امام حسن و امام حسین وقتی دیدن یه پیر مرد اشتباهی داره وضو می گیره چه کار کردن ، سالی چند ده بار هم این داستان به اشکال مختلف برامون روایت میشه توسط بخش روحانی جامعه ولی همین بخش روحانیت اون جا که باید ، فراموش می کنه حرمت موی سفید ، آبرو یک انسان و خانواده ش ، فرد تازه درگذشته و امثالهم، تقریبا تمام چیزی که ادیان برای گسترشش آمادن .
وارد رستوران یا کافی شاپ میشیم ، مورد استقبال و خوش آمد گویی صاحب رستوران یا دُرمَن قرار می گیریم . سر یک میز می شینیم ، منو رو دستمون می گیریم و بعد چند دقیقه فکر کردن و عرق ریختن و تعجب کردن با این حقیقت رو به رو میشیم که توان پرداخت هزینه هیچ کدوم از اسم های فرنگی که نوشته شده رو نداریم . طبعا قصد ترک اون مکان شوم رو می کنیم ، ولی همین که از صندلی بلد میشیم گویا وارد جهان دیگه ای شدیم ، گارسون چپ چپ نگاهمون می کنه ، ممکنه مجبور بشیم تیکه سنگین صاحب رستوران رو هم تحمل کنیم و حتی پارکبا
برچسب:
نویسنده: ماهان امینی
تاريخ: دوشنبه
18 دی
1396 ساعت: 5:27